صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
4
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
تشنهى آبى هستند به سرابى ره مىنمايند ، و ازين راه براى خود مال و منالى فراهم آورده و مريد و متابعانى دستوپا مىكنند و شهرت و رياستى بهم مىزنند . افراد بصير و روشنضمير كه خود از دنيادارى و مريدسازى بدورند از ديدن چنين افراد و شهرت و مورد اعتماد قرار گرفتن آنها سخت در رنجند ، و مقابله با اين افراد و معرفى چنين شيادان را برخود فرض عين مىدانند . از كسانى كه مبارزه با چنين منافقانى را برخود واجب ديده و بمقابلهى آنان كمر بستهاند فيلسوف بزرگ و انديشمند و عارف سترگ قرن دهم و يازدهم هجرى صدر المتالهين شيرازى است كه درين راه اشارات و تفصيلاتى را كه در كتابهاى مختصر و مفصّلش مىكند كافى نديده و به نوشتن رسالهاى مستقل درين معنى همت گماشته است تا ره گم كردهگانى را كه حرامى را بلد انگاشتهاند بصيرت بخشد ، و نشانههاى افراد راستگو و دروغزن را يادآور شود ، و پوچ بودن ادعاى مدعيان دروغين را آشكار گرداند ، و مسير صحيح معرفت نفس را نشان دهد . كتاب حاضر محصول اين فكر اوست . نگاهى گذرا به مشكلهائى كه پس از آساننمائى عشق در اول راه مىافتد - و هم طول راه و خطرات و سختىها و ناآشنائى به راه و بيراههها - كافى است تا ضرورت وجود رهبرى رهشناس و مورد اعتماد را دريابيم ، و تأمل در خطا كارى انسانها نشان مىدهد كه استاد واقعى جز فرد معصوم يا كسى كه از نور او پرتو مىگيرد نتواند بود ، ازينجا روشن مىگردد كه چرا آسمان بشريت بىنور آفتاب ولايت ، صاحب العصر حضرت بقية الله الاعظم در تاريكى مطلق فرو مىرود ، كه « بيمنه رزق الورى » . درد نهفتگى حضرتش از پيش چشمان كمنور ما قلب هر خداجوئى را به سختى مىفشارد ، مانا كه جهان در عزاى غيبتش سيهجامهى ظلمت بتن كرده است : . . . أليس الصبح بقريب . در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود * از گوشهاى برون آى اى كوكب هدايت